1- انقلاب ۵۷؛ اینست شعار ملت (نه سازش، نه تسلیم، نبرد با آمریکا) 2- تبدیل "اعتراض" به "اغتشاش" (پروژه دشمنان ایران)
1- نشست (کالبدشکافی "اغتشاش از درون"، "تهدید از بیرون") - دی ماه ۱۴۰۴ - 2- به یاد آنانکه خود را فدای امنیت مردم کردند- شهیدان مظلوم فراجا
بسمالله الرحمن الرحیم
فرمودند: پشت پرده اتفاقات این روزها چه بود؟ چه چیزی پشت نوسانات ارزش پولی و نرخ ارز است؟ علت گرانیها داخلی است یا خارجی؟ چه کسی مقصر است؟ چرا قوه قضاییه با اختلاسگران بزرگ برخورد جدی نمیکند؟ چرا رهبری با وجود کاستیها و خطاهای دولت و مسئولان اقتصاد کشور، از آنها حمایت میکند؟ تفکیک اینها چگونه است؟ کدامها مزدور هستند؟ آیا مزدوران سیاسی دشمن هستند؟ آیا عامل جاسوسی هستند؟ کدامها گروهکهای تروریستی هستند که چهل سال است دارند انسان میکشند و ترور میکنند و میجنگند؟ کدام یک از آنها این لاتها و الوات و چاقوکشها و قاچاقچیها و معتادها و این آدمهایی که هرکس به آنها پول بدهد هر کاری را میکنند، هستند؟ اسرائیلیها و آمریکاییها در همین قضایا اصلاً قاتل استخدام میکنند و میلیارد میلیارد به افراد پول دادند. اگر اتوبوس را آتش بزنید، اینقدر پول میدهند. اگر آدم بکشید، اینقدر میدهند. اگر بانک را آتش بزنید، اینقدر میدهند. اینگونه است. اگر مسجد را آتش بزنید، اینقدر میدهند. اگر آدم بکشید، اینقدر میدهند. یک عده هم اینها هستند. اما یک عده هم نه اینها نیستند؛ همان تیپهایی هستند که عرض کردم. شما رابطه برقرار نکردید. نه او پای رسانه شما است و نه شما میفهمید که به او چه میگویند؛ در ذهن او کلاً جای شهید و جلاد عوض شده است.
یک بخش آن هم ضعف و قصور و تقصیر ماست؛ بعضی نهادها به سوالات درست جواب نمیدهند. به اعتراض جواب نمیدهند. اینها زمینه را برای اغتشاش فراهم میکنند.
سر آن صندوقهای اعتباری همین اتفاق افتاد؛ چند ماه هیچ کس چیز دیگری نمیگوید. این قوه میگفت به من مربوط نیست. آن قوه میگفت به آن یکی مربوط است. بعد دشمن آمد گفت به من مربوط است. سر مسئله بنزین، قبل از آن مسئولانِ آن موقع باید با مردم درست صحبت میکردند و عوارض آن را میدیدند. دشمن سوار موج شد. سر مسائل مختلف همینطور بود. البته یک بخشی هستند که اگر شما راست، شفاف و دقیق هم حرف بزنید، باز هم جنایت میکنند. آن دشمن یا عوامل او یا یک عده انسان وحشی و نادان هستند؛ حساب آنها جداست.
ولی منظور من این تیپهاست، مخصوصاً بچهها یا بعضی افرادی است که پاسخ درستی و توضیح تبیینی از طرف مسئولین نمیشنوند. مشکلات دارد؛ اهل مطالعه و تاریخ و سیاست و اینها هم نیست. پای رسانههای آن طرف و پای ماهواره هم نشسته است. اصلاً حرفهای این طرف را هم گوش نمیکند. هرچه آنها میگویند را باور میکند. این طرف هم یک مشکلاتی دارد و اطراف خود میبیند که این مشکل حل نشد و کسی جواب نمیدهد. اصلاً برای بهرهبرداری آماده شده است که از او استفاده و سوءاستفاده بکنند و خوب هم این کار را میکنند.
الآن در این سوالها شما میگویید که چرا قوه قضاییه با اختلاسگران بزرگ برخورد جدی نمیکند؟ حالا خود آنها که مدعی هستند برخورد میکنند. بالاخره یا میکنید یا نمیکنید. اگر برخورد جدی کردید، افکار عمومی را درست توجیه نکردید. درست توضیح ندادید. اگر با همه موارد برخورد جدی نکردید، چرا نکردید؟ این نارضایتیها، این ابهامات، اینها جمع میشود.
یک سوالهایی است که سوءنیتی ندارند؛ سوال دارند. هیچ حکومت و هیچ رژیم سیاسی در جهان، هیچ رژیم سیاسی در جهان با رفراندوم سر کار نیامده است؛ مگر فقط یک حکومت و آن جمهوری اسلامی امام(ره) است. هیچ حکومتی با رفراندوم نیامده است. تمام حکومتهای دنیا یا با جنگ آمدهاند، یا اشغالگری، یا با جنگ داخلی شده، یا انقلاب بوده است، یا سلطنتهای ارثی همینطور ادامه پیدا کرده است. در دنیا یک نظام وجود ندارد که با رفراندوم آمده باشد.
دو) هیچ نظام سیاسی در دنیا نیست که همان اول که اصل قانون اساسی خود را نوشته است، کل آن را به رای مردم گذاشته باشد. فقط امام(ره) این کار را کرده است.
سه) هیچ رژیم سیاسی بعد از این که تشکیل شده است، خود را بعد از آن هم به رفراندوم نمیگذارد. دوباره رفراندوم کند؟ اصلاً یک بار آن را هم نکردهاند و نمیکنند. پس به لحاظ قانون اساسیهای دنیا و حقوق سیاسی، جواب این روشن است. ضمن این که همین الان در کل نظامهای سیاسی جهان، فقط اینجاست که دهها میلیون مردم به خیابان میآیند و با وجود مشکلاتی که دارند، از آن نظام سیاسی دفاع میکنند. یعنی اعتماد دارند، قبول دارند.
یک نظام سیاسی در دنیا نیست که بتواند نیم میلیون آدم را برای دفاع از خودش به خیابان بیاورد. اصلاً چنین چیزی نیست. فقط و فقط اینجا اینگونه است. و این به خاطر رشد مردم است. مردم بین اصل نظام و انقلاب، با بعضی مدیریتها، روشها، تصمیمها و سیاستها که مربوط به دولت، مجلس و قوه قضاییه است تفکیک میکنند. یعنی مردم بین مشروعیت اصل این حاکمیت که محصول خون سیصد هزار شهید، یک میلیون یتیم و هزینههای سنگین است، بین این با دیوانسالاری کشور تفکیک میکنند. این دیوانسالاری کشور مشکل دارد. بخشی از این مشکلات اصلاح شده است، بخشی از آن اصلاح نشده است و از همان زمان پهلوی هنوز همینطور مانده است.
یا فرمودند که چرا رهبری با وجود این مشکلات از دولت حمایت میکند؟ ایشان همیشه از همه دولتهایی که رای مردم را دارند، هرکس که رئیسجمهور شده است و مردم اکثریت به او رای دادهاند، دفاع کرده است. او را تقویت کرده است، حمایت کرده است؛ در عین حال انتقاد هم کرده است، اعتراض هم کرده است. ایشان نقاط مثبت دولتها را گفته است، نقاط منفی آنها را هم گفته است. وظیفه رهبری هم همین است؛ چون رهبر که مسئول کل تصمیمات ریز سه قوه نیست. مسئول تنظیم روابط سه قوه است و این که مراقب باشد از مسیر اصلی قانون اساسی خارج نشود. و الا ما استثنا نداریم؛ خود رهبر هم باید مسئول و پاسخگو باشد و هست. یعنی هم امام(ره) هم ایشان؛ شما دیدید که سر هر تصمیم مهمی میآیند و به مردم توضیح میدهند. چرا جنگ شد؟ چرا آتشبس شد؟ برای چه مذاکرات هستهای اینگونه شد؟ حالا برای چه در جنگ این تصمیم را گرفتیم؟ انگار اینها دائم دارند به سوالات مردم جواب میدهند که ما به این دلایل این کارها را کردیم. برای همین هم مردم اعتماد دارند. با وجود این مشکلات به صحنه میآیند. اصلاً این مردم جمهوری اسلامی را نگه داشتهاند.
عرض کردم؛ بارها تلاش شد و بعضی مسئولین حالا یا عمداً یا غیرعمدی، اصلاً مثل این که میخواستند نظام سقوط کند. مردم نگذاشتند؛ مردم هی به صحنه میآیند و درست میکنند. از ۹ دی ۸۸ تا الان که ۲۲ دی سال ۱۴۰۴ است. و قبل از آن زمان بنیصدر، زمان چه و... مشکلات بود؛ همیشه مردم آمدند و آخرش آن را جمع کردند. تروریسم و جنایت و اغتشاش و فلان، اینها را جمع کردند. مسئولین نظام باید کاری بکنند. انتقادها را به موقع بشنوند، درست توضیح بدهند، نگذارند انتقاد بشود اعتراض. اگر اعتراض شد، اعتراض را درست بشنوند، نگذارند بشود اغتشاش. دشمن سوءاستفاده میکند.
شورای انقلاب فرهنگی خانه ملی گفتگو را تاسیس کرد، مصوب کرد. سهتا مسئولیت دارد؛ یکی از آنها همین بود که اعتراض تبدیل به اغتشاش نشود، حرفها شنیده بشود، مسئولین هم بیایند شفاف آنجا جواب بدهند، توضیح بدهند، مسائل روشن بشود. باری هم بر بیتالمال نبوده است؛ یعنی نه یک ریال پول بیتالمال، نه نیرو و دیوانسالاری و کارمند، هیچی! فقط یک اتوریته، یک نوع ولایتی، یک شأنیتی که مسئولین نهادهای حکومتی جواب بدهند.
صد و خردهای موضوع آنجا فهرست شد و در همین یک سال گذشته با ۲۵ نهاد حکومتی تماس گرفته شد. تقریباً اکثراً میگویند: میآییم، باشد، فلان. شما اصلاً خانه گفتگو چه کسی هست؟ اینها چه کسی هستند، فلان. یا یک جلسه بیایند، جلسه بعد که باید بیایی به توضیحات، به سوالات جواب بدهی نیاید یا بگوید: باشد بعداً میآیم. مهم ندانستند. قانون اساسی است که حق اعتراض داده است، حق اغتشاش نداده است. هیچجای دنیا هم حق اغتشاش نمیدهند. اینجا هم بحث این نیست که تجمعِ جای بزرگی بگیریم، مثلاً صد هزار نفر بیایند شعار بدهند؛ این تازه مسئله را حل نمیکند. راه آن این نیست. بله؛ سخنگویان، نمایندگان معترضین با مسئولان مستقیم حکومتی که به آن مسئله مربوط هستند، اینها باید به خانه گفتگو بیایند؛ نه این که سخنرانی کنند و بروند یا مناظره برای دعوا. تبیین دیدگاه برای حل مشکلات تبیین بشود: اینجا قصور است یا تقصیر است یا هیچ کدام، اینجا سوءتفاهم است یا اصلاً یک مانع واقعی است. نگذارند تبدیل به عقده و عصبانیت بشود. که هم آن مردم از خدمات این مسئولین خبر نداشته باشند، به اینها بدبین باشند؛ هم اگر مشکل او را نمیتوانی حل کنی، اقلاً با او صحبت کن، عصبانیشان نکن. اینها برای طرحهای دشمن سیاهیلشکر میشوند. اینها قربانیان آنها میشوند. بعد خود ماها را به جان هم میاندازند. ولی اصل توطئه کار آنها است. این هم جواب این سوالتان.
حالا علت گرانیها، یک بخش آن بحثهای فنی است که باید متخصصین فنی بحثهای اقتصاد و اینها بیایند توضیح بدهند. این بحث گرانی، تورم، ارز و... چه مقدار آن طبیعی است؟ چه مقدار آن توطئه دشمن است؟ چه مقدار آن بیعرضگی است؟ بیعرضگی یا احیاناً خداینکرده یک جاهایی فساد است؟ این سه تا از هم تفکیک بشود؛ این کار باید بشود.
پرسیدند: وضع اقتصاد قبل انقلاب چگونه بود؟ اساساً از مسائل اطلاعرسانی درستی نمیشود که چه خبر بوده است. چطور کل ماجراها تحریف میشود؟ آمار بانک جهانی که در آمریکا و تحت کنترل کامل آمریکا است، خود بانک جهانی آمارش مربوط به قبل، میگوید: زمان هویدا و شاه و زمان پهلوی، ۴۷ درصد مردم ایران زیر خط فقر بودند. یعنی نزدیک نصف ملت. نصف ملت فقیر بودند، زیر خط فقر. تازه ۷۰ درصد ملت روستایی بودند. اکثر مردم ایران روستایی بودند. ۳۰ درصد شهری بودند. الان برعکس شده است و روستاییها هم عمدتاً شهرنشین شدهاند و روستاها همه آب و برق و گاز دارند و میگویند پهنای اینترنت کم است!
آن زمان اصلاً ببینید من فقط یک نمونه و یکی از چیزهایی که توصیه میکنم دوستان بروید ببینید، همین آمار و این چیزها است. از قول خود آنها هم هست. ببینید؛ راجع به ضریب جینی که به معنی شکاف طبقاتی، اختلاف طبقاتی است؛ یعنی فاصله بین پولدار و فقیر. اینها که میگویم آمار سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول است که هیچکدام طرفدار ایران نیستند و همهشان به آنها وابسته هستند و تحت سلطه آنها هستند و مجبور بودند این آمار را بگویند؛ چون اگر نمیگفتند، اعتبار خودشان زیر سوال میرفت. با این که اینها را هم دستکاری میکنند، ولی من فقط آمار خود اینها را عرض بکنم.
میدانید ضریب جینی یعنی یک واحد اندازهگیری است که میزان نابرابری در توزیع ثروت را در هر جامعه با شاخصههای خاصی اعلام میکند. بین صفر و یک یا مثلاً صفر و صد میگویند. اگر ضریب جینی صفر باشد، یعنی شکاف طبقاتی صفر است. یعنی خیلی عالی است. یعنی درآمد کشور بین همه کاملاً مساوی توزیع شده است که البته هیچ کشوری در دنیا یک چنین ضریب جینی نه داشته است و نه دارد. حالا زمان امام زمان انشاءالله این اتفاق خواهد افتاد که ضریب جینی صفر بشود. وقتی ضریب جینی ۱۰۰ میشود، یعنی کل درآمد کشور، صد نفر دست یک نفر است. یعنی شکاف طبقاتی در اوج است.
خب این معیاری بوده است که... حالا شما نگاه کنید؛ دفتر برنامه توسعه سازمان ملل گزارش میدهد که نابرابری و شکاف طبقاتی در دنیا، در تمام جهان دائم دارد بیشتر میشود. یعنی در تمام جهان، فاصله فقیر و غنی دائم دارد بیشتر میشود. فقیرها فقیرتر میشوند، سرمایهدارها سرمایهدارتر. این آمار در کل جهان است.
ببینید سازمان ملل، بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و نهادهایی که ساخته آنها و تحت کنترل خودشان است، میگویند: شکاف طبقاتی، ضریب جینی، فاصله فقیر و غنی در تمام جهان رو به ارتقاء است. حالا اینها را که شما نمیتوانید ببینید، ولی در این کتاب، حالا بعد اگر بشود یک جوری دوستان ببینند، این آمار، منحنی فقر و شکافهای طبقاتی در کل جهان است که سازمان ملل رسماً دارد اعلام میکند. همهجا بالا رفتن است. در کشورهای ثروتمندِ توسعهیافته که معمولاً کشورهای دیگر را غارت کردند، ثروتمند شدند که به آنها توسعهیافته میگویند که منظمتر و مسلطتر هستند؛ در کشورهای در حال توسعه و در کشورهای فقیر، در همهشان شما این منحنیها را ببینید. بالاترین افزایش ضریب جینی، یعنی شکاف طبقاتی در خود آمریکا افتاده است. این برای آمریکا است. یعنی در دنیا جزو بالاترین فاصلههای فقیر و غنی است. ۶۰ میلیون گرسنه در آمریکا هستند که هر روز باید با کوپن به آنها نان و سوپ بدهند تا اینها از گرسنگی نمیرند یا شورش نکنند. ۶۰ میلیون؛ به اندازه یک ملت. کل جمعیت آن سیصد و خردهای است. تازه اینها دارند دنیا را غارت میکنند.
ما یکی از کشورهایی بودیم که غارت میکردند. در آلمان، در فرانسه، در انگلیس، اینها همه دیگر اینجا هست. حالا من خواهش میکنم دوستان این کتاب "صعود چهل ساله" را حتماً ببینید. میگوید: در ایران تغییرات ضریب جینی از دهه ۶۰ تا دهه ۹۰، فاصله طبقاتی ۹ درصد کم شده است. دیدید که آن منحنیها همهجا بالا رفت؛ این منحنی مربوط به ایران است که پایین آمده است. البته این چند ساله از نیمه دهه ۹۰ مثلاً ۹۳- ۹۴ دوباره یک کمی فاصله طبقاتی بالا رفته است. ولی مجموعاً پایین آمده است. الان هم البته، همین الان هم دارد بالا میرود. ولی ببینید؛ میگوید آخر پهلوی که همین آمریکا و انگلیس و اسرائیل و اینها بر ایران حاکم بودند، فاصله طبقاتی، ضریب جینی ۵/۴۷- ۴۸ بود؛ بعد به ۳۷ رسید. یعنی از ۱۰۰ تا، ۱۰ تا کم شد.
راجع به خط فقر ببینید؛ این آمار را بانک جهانی در آمریکا اعلام کرده است؛ فرق قبل و بعد انقلاب. یعنی زمانی که همین آمریکا، انگلیس، اسرائیل و پهلوی در ایران بودند و بعد که با وجود تحریم و جنگ و ترور و این مشکلاتی که میبینید هنوز ول نمیکنند، ادامه دارد و بدترین تحریمهای جهان است؛ با وجود این ببینید خط فقر، تعداد فقرا چطور شدند. خط فقر یعنی مقدار درآمدی که برای حداقل نیازهای فردی در جامعه لازم است.
خب بانک جهانی، وورلد بانک، برای سنجش میزان فقر در دنیا، کشورهای دنیا را بر حسب درآمد روزانه و هزینههای زندگی در آن کشورها به چهار گروه تقسیم کرده است. کشورهایی که درآمدشان بالا است؛ یعنی ۷/۲۱ دلار، کشورهایی با درآمد بیش از متوسط؛ ۵/۵ دلار که ایران جزو این کشورها به حساب میآید. سوم، کشورهای با درآمد کمتر از متوسط؛ سه و دو دهم دلار. و چهارم، کشورهای با درآمد پایین؛ یک و نه دهم دلار. خب این تقسیمبندی بانک جهانی است. ایران از این چهارتا، جزو گروه دوم قرار میگیرد.
آمار خود بانک جهانی میگوید که بر اساس مستندات بانک جهانی، جامعه ایرانی ۶۰ درصد روستاییان و ۳۰ درصد شهرنشینان هستند و این که اکثر ملت در آن موقع (در آخر پهلوی) روستایی بودند. طبق آمار بانک جهانی، بین ۴۶ تا ۴۹ درصد (حالا این «تا» هم به دلیل این که یکی از ضریبها و شاخصههای آن متفاوت است)، بین ۴۶ تا ۴۹ درصد، یعنی نزدیک نصف ملت (۵۰ درصد) نصف ملت ایران در سال ۱۹۷۷ که سال ۵۵ میشود (سالهای ۵۵ و ۵۶ که دیگر اوج درآمدهای نفتی و بخور بخورهای حکومت بود) زیر خط فقر بودند. طبق آمار بانک جهانی، نصف ملت ایران در سال ۵۶ زیر خط فقر بودند. فاصله طبقاتی و ضریب جینی هم عرض کردم که چقدر بود.
بعد کشوری که از همان اول ۲۲ بهمن پیروز شده است، در ۲۳ بهمن (یعنی روز فردای آن) در کردستان جنگ را شروع کردند. بعد در ۵ استان (در آذربایجان، در بلوچستان، در خوزستان، در کردستان و ترکمنصحرا) شروع به ترور، جنگهای داخلی، بمبگذاری و تجزیه کردند؛ خلق ترک، خلق عرب، خلق کرد، خلق بلوچ و فلان. بعد هم از اسناد لانه جاسوسی درآمد که همه چیز زیر سر همین آمریکا و اسرائیل و اینها بود.
بانک جهانی باز آمار زیر خط فقر را در ایران (که عرض کردم در آخر پهلوی نزدیک ۵۰ درصد بود) اعلام کرد که به ۱۰ رسید (البته این آماری که اینجاست برای ۲۰۱۴ است)؛ یعنی ۴۶، ۴۷ به ۱۰ رسید!
ببینید این منحنی، ستون تعداد فقرا زیر خط فقر در ایران است. این در صفحه سایت بانک جهانی است. این بانک کلاً آمریکایی است و دست سرمایهداران آنهاست. طبق همین آمار نگاه کنید؛ بعضی از کشورهای دنیا که میگویند توسعهیافته هستند و هزینه زندگی بالاست (عدهای از اینجا رفتند و هی میگفتند که ما به آمریکا، کانادا، فلان و اروپا میرویم و وضع ما...)؛ حالا که به آنجا رفتند، اکثر آنها (نمیدانم دیدید یا نه) الان میگویند که ما در ایران زندگی سلطنتی داشتیم. طرف در اینجا کاخ، ویلا و خانههای بزرگ بالاشهر داشته است، اما رفته آنجا مجبور است که در دو اتاق و در ۲۵ متر زندگی کند. در اینجا گاز را باز میکند و از بس گرم میشود، زیر برف پنجره را باز میکنند. در آنجا برای این که از سرما نلرزند، میگویند که باید لباس کاموایی بپوشیم؛ چون نمیتوانیم هم پول گرما، سرما، انرژی و سوخت را بدهیم و هم فلان کار را بکنیم.
رقیب رئیسجمهور آمریکا (رقیب همین ترامپ) چند هفته پیش گفت که در آمریکا هر کس یک زکام معمولی بگیرد، ۲۳ روز طول میکشد تا دست او به پزشک عمومی برسد؛ ۲۳ روز برای زکام! بعد طرف در اینجا... اصلاً میدانید که خیلی از اینهایی که به خارج رفتند، برای معالجه به ایران میآیند. در اینجا جراحیهای خیلی پیچیده و گران را ارزان و مفت معالجه میکنند و بعد به آنجا میروند و پز میدهند. شما هر کاری دارید، خیلیهایشان میگویند که ما در اینجا داشتیم سلطنت میکردیم، اما به آنجا رفتیم و حالا به گدایی افتادیم. ماشین (یک ماشین معمولی) جای پارک و پارکینگ ندارد. وقتی میخواهیم بنزین بزنیم، آنقدر گران است که اصلاً به بنزین آن نمیارزد. نمیدانم اینقدر مالیات میگیرند. بله، رقم پولی که در آنجا درمیآوری از اینجا بیشتر است، اما رقم پولی هم که میدهی، خیلی بیشتر است. در نهایت چیزی نمیماند. خیلی از اینها میگویند که ما اصلاً نمیتوانیم پسانداز بکنیم. خود او و خانمش دارند دو شیفت کار میکنند. تو که در ایران یکدهم این مشکلات را نداشتی و تحمل نمیکنی، آن وقت میرود آنجا ده برابر را تحمیل میکنند و تحقیرشان هم میکنند. میدانید که هرچه هم به حرف آنها بکنید آنها نژادپرست هستند. تو را تا آخر تحقیر میکنند. حتی همین ضدانقلابهای بدبخت ما که به آنجا رفتند، همینها را هم به عنوان نوکرهایشان تحقیر میکنند.
هزینههای زندگی و تعداد فقرا را ببینید؛ بانک جهانیِ خود آمریکا در آمار داده است که ۱۵ درصد مردم آمریکا زیر خط فقر و گرسنه هستند؛ گرسنه واقعی هستند، نه گرسنه فانتزی. یعنی غذا ندارد، لباس ندارد و نمیتواند یک اتاق مسکن اجاره کند. تازه میگویند که اینها ۱۵ درصد ثروتمندترین کشور سرمایهداری جهان هستند که دارند دنیا را غارت میکنند. در انگلیس، ۲۰ درصد مردم انگلستان زیر خط فقر هستند. چه کسی این آمار را داده است؟ خود پارلمان انگلیس. پارلمان انگلستان آمار داده است که ۲۰ درصد مردم (یعنی یکپنجم مردم) در انگلستان به معنی کامل کلمه فقیر هستند یعنی ابتداییات زندگی را ندارند. در فرانسه ۱۵ درصد، در آلمان ۱۶ درصد و در ژاپن 5/18 درصد مردم فقیر و زیر خط فقر هستند. ۱۷ درصد کودکان ژاپن کاملاً فقیر و گرسنه هستند. در کره جنوبی ۵۰ درصد افراد بالای ۶۵ سال (یعنی نصف افراد مسن که بالای ۶۰، ۶۵ هستند) زیر خط فقر هستند؛ یعنی ابتدائیات زندگی خود را ندارند.
عربستان که میگویند عربستان فلان است و اینهمه ثروت دارد و میلیارد میلیارد میخورند و به آمریکا و غربیها باج میدهند و خودشان بالا میکشند، شما میدانید که ۲۵ درصد مردم (یعنی یکچهارم مردم عربستان) زیر خط فقر هستند؟ آیا این آمار برای شما جالب نیست؟ یعنی الان شما همینها را میدانید؟ میدانستید؟ پس توقع دارید که بچههایتان بدانند؟ گفتم که کتاب «صعود چهلساله». بعضیها هستند که اگر قسم حضرت ابوالفضل هم بخوری، باور نمیکنند. باید بگویی که خود آنها گفتند تا باور کنند؛ چون خود خارجیها گفتند و آنها که داخلی نیستند، خارجی هستند. خارجیها راست میگویند! م
ا یک معلم انگلیسی داشتیم که آدم متدینی بود و هر وقت میآمد، یک حدیث به انگلیسی میگفت. همه این حدیث انگلیسی را حفظ میکردند و میگفتند که چون حدیث انگلیسی است، قطعاً سند آن درست است. بعد معلم دینی ما طفلک، روزی ۵ تا حدیث میخواند و هیچکس حفظ نمیکرد. آن یکی حدیث او خارجی بود؛ مثلاً به جای این که بگوید «قَالَ النَّبِیُّ»، میگفت: The Prophet said فلان... میگفتیم دیگه پروفت با نبی فرق میکند!
روزنامه گاردین مقالهای نوشت و مفصل توضیح داد که یکچهارم مردم عربستان گشنه و فقیر و زیر خط فقر هستند؛ با این که اینها ثروتمندترین کشورهای دنیا هستند. زمان پهلوی چهجوری بود؟ آمریکاییها و انگلیسیها اینجا بودند، وضع خوب بود و توسعه یافته بودیم؛ اینجوری بود؟ برای آنها وضع خوب بود، نه برای مردم ما. بعد هم دزدیهای پهلوی، دزدیهای غارتی و میلیارد میلیاردها پولی را که همین آمریکاییها، اسرائیلیها و انگلیسیها در ایران بردند و خوردند، اینها را عیب نمیدانند اینها فراموش شده است. نسل ما که خب اینها را میدانست، ولی بچههای ما و نوههای ما که از اینها خبر ندارند و سانسور شدید بیخبری مردم حاکم است. (30:00)
(پخش سرود انقلابی)
بخش دوم سخنرانی: کار مهمی... رفقا، برادران عزیز، اتفاقاتی که قرار بود بیفتد و نیفتاد، همه ملت مدیون تلاش این دوستان هستند. حتی آنهایی که فحش دادند، اقلیتی که خواستند آنها را اکثریت نشان بدهند و دست به خشونتهای وحشیانه زدند، همانها هم مدیون امنیتی هستند که مردان و زنان نیروی انتظامی فراهم میکنند. همه مدیون این امنیت هستند. اگر این امنیت نباشد، نه اقتصاد هست، نه علم هست، نه خانواده هست، نه بازار هست، نه تفریح هست، هیچچیز نیست. کسانی که برای حفظ امنیت کشور فداکاری و تلاش کردند و میکنند، در واقع کل زندگی و جریان حیات را در این جامعه ضمانت کردند. به این معنا همه مدیون این امنیت هستند. این امنیت اگر نباشد، همه صدمه میبینند. دوستان و به خصوص کسانی که صدمه دیدند، باید بدانند که همهچیز این کشور روی سنگبنای امنیت است. کسانی که ضامن این امنیت اجتماعی برای مردم بودند و هستند، به گردن همه جامعه حق دارند؛ حتی به گردن آنهایی که از این امنیت سوءاستفاده کردند.
نکته دوم این که یک جنگ روانی بسیار شدید رسانهای و تبلیغاتی در فضای مجازی و ماهوارهها راه انداختند که یک عدهای را واقعاً بازی دادند؛ یعنی یک اقلیت کوچکی را به عنوان ملت نشان دادند و ملت را به عنوان یک اقلیت. دیدید که جمعیتهای عظیمی آمد، میلیونها میلیون نفر در کشور، جمعیت بیسابقهای آمد. کل اینهایی که در کشور اغتشاش کردند و زدند و کوبیدند و آتش دادند و فیلمهایشان را در ماهوارهها و اینها فرستادند، کل اینها روی همدیگر به اندازه یک شهرستان کوچک راهپیمایی نبودند. در رسانهها وانمود کردند که شما شکست خوردید و تمام شد! بعضیها (چون اصلاً تلویزیون و اخبار را نگاه نمیکنند و فقط پای ماهوارهها نشستهاند) فکر کردند که دارد تمام میشود. ما این صحنهها را در دهه ۶۰ بارها دیدیم. هر شبی که میخوابیدیم، صبح نمیدانستیم که آیا کودتا شد؟ چه کسانی را ترور کردند؟ کجا را منفجر کردند؟ ۱۷ هزار نفر را ترور کردند. به مغازه سبزیفروشی میآمدند و چون عکس امام روی دیوارش بود، نارنجک میانداختند. نیروهای حافظ امنیت را میدزدیدند، شکنجه میکردند، میکشتند. در جنگ به پشت جبهه ما میآمدند و خیانت میکردند و با نیروهای صدام همکاری میکردند. وقتی صدام به تهران موشک میزد، اینها گرا میدادند و میگفتند ۱۰۰ متر اینطرفتر بزن! ما با یک همچین حیوانات وحشیای روبهرو بودیم و همانها دوباره آمدند؛ همانها، منافقین، تجزیهطلبهای کومله دموکرات، تجزیهطلبهای کردستان، تجزیهطلبها در بلوچستان، از آن طرف جریانهای داعشی و انواع و اقسام گروههکها، ساواکیهای سابق، سلطنتطلبها، عوامل رژیم قبل و آدمهایشان و کسان دیگری که بالاخره از انقلاب ضربه خوردند، همه اینها در اینجور شرایط وسط میدان میآیند. این مبارزه نیست، اعتراض نیست. حالا مرز اعتراض و اغتشاش روشن باشد.
انتقاد و اعتراض در قانون اساسی ما به رسمیت شناخته شده است. در چارچوب قانون هم انجام میشده و هم باید بعد از این هم انجام بشود. با تمهیدات بهروزتر، این کار باید حتماً انجام بشود. اما مرز "اعتراض" و "اغتشاش"، مسئله امنیت است. یعنی تا وقتی که امنیت اجتماعی تهدید نمیشود، میتوانی به آن اعتراض بگویی. از لحظهای که دیگر امنیت به خطر میافتد، این دیگر اغتشاش میشود؛ یعنی حمله به قانون، حمله به سیستم و حمله به امنیت اجتماعی است. هیچجای جهان، اغتشاش را به عنوان خط قرمز کنار نمیگذارند. هیچ کشوری در جهان اینطور نیست. اغلب کشورها که اجازه اعتراض و حتی اجازه انتقاد هم نمیدهند. خیلی از کشورهای دنیا اینجوری هستند، اصلاً آزادی بیان و اینها نیست. بعضی کشورها که اجازه انتقاد میدهند، اجازه اعتراض نمیدهند. بعضیها که اجازه اعتراض میدهند، در اینجا دیگر هیچ کشوری در جهان اجازه اغتشاش نمیدهد. تلاش برای براندازی امنیت اجتماعی، برای فروپاشی قانون اساسی، برای شکستن ساختارهای قانونی، برای تبدیل جامعه و نظم اجتماعی به یک شیرتوشیر و هرجومرج، این خط قرمز همه دنیاست. حکومتهای چپ و راست، قدیم و جدید، ایدئولوژیک و غیر از آن، دینی و سکولار و هیچکس در این قضیه با کسی تعارف ندارد؛ چون به معنی فروپاشی کل زندگی اجتماعی مردم است. خود دشمن هم میداند که مرز آن کجاست، ولی عمداً این مرز را مخدوش میکنند.
دوستانی که در متن جریان بودند، میگفتند هستههای کوچکی هستند که فقط دارند از طریق ماهواره و فضای مجازی به اینها خط میدهند که بکشید، آتش بزنید، چاقو را فرو کنید، از صحنهای که دارید چاقو میزنید فیلمبرداری کنید، بفرستید و برای فلان عمل، فلانقدر به هر کدامتان میدهیم. بعضیها که وحشیتر بودند و در این قضایا سابقهدار بودند، میلیاردی پول به حسابشان ریختند. این یک نکته، یعنی دقیقاً مزدور هستند. فرق مزدور با انقلابی که روشن است؛ ما خودمان در انقلاب بودیم، انقلاب کردیم و میدانیم که انقلابی یعنی چه.
سوم بیسوادی است. گزارش داد و گفت اینهایی که میزدند و آتش میدادند و فلان، تحصیلاتشان پایین است، یعنی بیسوادند. هدف چیست؟ مسئله چیست؟ اکثر قریب به اتفاق اینها اصلاً نمیتوانند حرفی بزنند؛ حرفی ندارد که بگوید، اصلاً نمیداند که چه میگوید.
نکته بعدی، ایدئولوژی نداشتن اینهاست. هیچ مکتبی، هیچ ایدهای، مانیفستی و چیزی نداشتند.
نکته بعدی، شجاع نبودن است؛ یعنی خائنانه، ۳۰ نفر به جان یک نفر بیفتند و بزنند (همین کارهایی که در این مدت کردند). بعد میگفتند ۹۰ و چند درصد اینها میگفتند که غلط کردیم. آخر این که انقلاب نیست که. اولین باری که در آخر سال ۵۶ بازداشت شدم، من ۱۴ سالم بود. در زندان در بازداشتگاه، بچه ۱۶ ساله روزه بود و دستش شکسته بود. اینجوری بود. اینها بازی است که ۹۰ و چند درصد بگویند غلط کردیم. ما همان موقع که در بازداشتگاه بودیم، ۱۰- ۲۰ نفر (سال آخر ۵۶، اول ۵۷)، یک نفر نگفت که ما اشتباه کردیم. شعار «نترسید نترسید ما همه با هم هستیم»... شعار بچههای ما چی بود؟ ایمان، جهاد، شهادت، تنها ره سعادت. سال ۵۶، ۵۷ شعار بچهها این بود. یعنی بچهها گفتند که ما برای شهادت آمدیم.
دروغهایی که گفتند عجیب بود. یعنی یک نمایشگاه بینظیر از دروغ در فضای مجازی و رسانهها و ماهوارهها بود. دروغهایی که اینقدر بزرگ بود که بعضی آدمهای ساده واقعاً اول باور کردند و بعداً معلوم شد که کل آن دروغ بود. البته این معنایش این نیست که سیستم یا نیروهای دیگر و ساختارهای دیگر اشکال ندارند. چرا، همه نهادها اشکالاتی دارند، باید اشکالاتشان را برطرف کنند و اصلاح کنند. گروههای ۱۰- ۲۰ نفره هم چند دقیقهای جایی آتش میدهند، یک کاری میکنند و فرار میکنند. این اسمش مبارزه نیست که، اسم این چاقوکشی است. بعضیها فکر کردند که اینها یک اغتشاش عادی است. این کارهایی که در ایران میکنند، هر روزش ۱۰ تا حکومت را در دنیا سرنگون میکند. یعنی اگر این اتفاقات در هر کشور دیگری در دنیا بیفتد، ۱۰ تا سیستم را سرنگون میکند. اصلاً این کودتای ۲۸ مرداد را شنیدید که میگویند سال ۳۲ شده است؟ کل کودتا در کل ایران ۲، ۳ هزار، ۳، ۴ هزار تا فاحشه و عرقخور و چاقوکش بودند و یک عده از رکن ۲ و یک عدهای هم پول دادند و آوردند. کل آنها در کل ایران شاید ۴، ۵ هزار نبودند، اینهایی که ریختند در خیابانها و آن موقع اغتشاش کردند که دولت مصدق سرنگون شد و تمام شد. ما با هزارتا کودتای ۲۸ مرداد تا به حال در این ۴۰ سال مواجه بودیم. همین کاری که اینها با ۱۰، ۲۰ تا شبکههای ماهوارهای و اینجوری که گفتند سرویسهای اتاق مشترک فرمان تشکیل دادند تا پولش را و چیزیاش را کجا بدهند، برنامهریزی کنند و شهرها را تقسیم کنند. بنابراین کار بزرگی که حافظان امنیت در این دوران کردند و موارد مشابهی که ممکن است بعداً پیش بیاید یا قبلاً پیش آمده است، این کار در دنیا بینظیر است.
نکته بعدی، مرز اغتشاش و اعتراض است. حتماً هم نیروی انتظامی، هم کل سیستم حکومتی (دولت، مجلس، قوه قضاییه) حتماً اشکالاتی دارند و باید دائم بازنگری کنند و همه باید انتقادپذیر باشند. هیچ زبان انتقاد و حتی اعتراض را نباید بست. اعتراضات را هم باید جوری زمینهسازی و مدیریت کرد که در چارچوب قانون اساسی و قانون اتفاق بیفتد. قانون اساسی حق اعتراض و تجمع مسالمتآمیز را داده است. باید زمینهسازی کنیم که اعتراض بشود اما اغتشاش نشود. این خط قرمز است. از اینجا به بعد اگر تخریب و کشتار و آتشسوزی بزنید، برخورد است؛ هرکسی میخواهید باشید. اگر تا مرز اینجاست و مسالمتآمیز اعتراض دارید، به هر کسی اعتراض عیبی ندارد؛ بیایید اعتراض خود را بکنید. مسئولین هم باید به آنجا بیایند و جواب بدهند. این همان امر به معروف و نهی از منکر است. همه حق دارند انتقاد کنند، همه حق دارند سوال کنند، همه حق دارند اعتراض کنند. منتهی ما حق نداریم بکشیم و تهدید کنیم و بترسانیم. این یک کار شبکهی سرویسهای اطلاعاتی بود. یک کار چهار تا بچه چاقوکش در خیابان نیست. پشت اینها یک عقبه و قرارگاههای سرویسهای جاسوسی است که اینها کودتا کردند. اینها دانشکده ترور دارند، دانشکده اغتشاش دارند که چهجوری حکومتهای مردمی و انقلابی را فرو بپاشانند، چهجوری توی دل نیروهای طرف انقلاب را خالی کنند، چهجوری جنگ رسانهای را راه بیندازند، چطوری پشه را فیل نشان بدهند و فیل را پشه، چهجوری جای شهید و جلاد را عوض کنند. اینها تخصص دیدهاند؛ یعنی در این رشتهها دکترا دارند. افکار عمومی در دنیا را مدیریت میکنند.
بنابراین این شکستِ اینها که توی قضیه... البته معنی آن نیست که بهطور کامل تمام شده است، ولی کاملاً روشن بود که شکست خوردند. اینها فکر کردند ظرف چهار- پنج روز قضیه تمام میشود. این کار عظیمی بود. این نشان داد دقیق، پیچیده، شجاع، منظم، آماده و قوی عمل میکنند. در این قضایا چندین سرویس جاسوسی شکست خورد.
صحبتِ چند صد تا چند هزار تا آدم نبود. یک کودتا بود! یک چیزی معادل ده تا کودتا بود، خیلی پیچیدهتر. ارتباطات، شبکهسازی... بعد اینها آخوند دارند، کمونیست تجزیهطلب دارد، ملیگرا دارد، سلطنتطلب دارد، ضد سلطنت دارد؛ همه را با همدیگر در یک پروژه قرار میدهند. آنها خودشان هم گاهی از همدیگر خبر ندارند. بعد یکمرتبه داعش هم میآید؛ یعنی معلوم است که یک قرارگاه منسجم با ده تا قرارگاه فرعی بین اینها تقسیم کار کردند تا هر کدام یک بخشی از کار را جلو ببرند. ته آن این است که ملت بترسند، شک کنند و عقب بروند.
یکی هم جریانسازی شایعات و دروغ است. اینها میخواهند تلقین کنند که بابا این انقلاب اسلامی یک انقلاب تمامشده یا شکستخورده است؛ دزد هستند، دروغگو هستند. این را میخواهند القاء کنند که نه عقلانیت، نه عدالت، نه معنویت وجود ندارد؛ تمام شده است. اینها هم یک حکومتی مثل بقیه حکومتها هستند و راحت هم میشود سرنگون کرد. نه پایگاه مردمی دارند، نه پایگاه مشروعیت دارند، نه اراده انقلابی. اینها را میخواهند بگویند.
یعنی بگویند نه انقلابی در کار است، نه اسلامی، نه جمهوری؛ هیچی نیست، تمام است. خب اگر تمام است چرا چهل سال است پروژه پشت پروژه شکست میخورید؟ اگر مردم نبودند و نباشند، جمهوری اسلامی عمر نمیکند. مردم این را نگه داشتند. مسئولین ما جمهوری اسلامی را نگه نداشتند؛ مردم نگه داشتند. هر وقت لازم باشد میآیند توی صحنه، 9 دی، و...، همینطور. دشمن هم از مردم میترسد. میخواهد بین مردم و انقلاب فاصله بیندازد. چهجوری فاصله میافتد؟ وقتی به سوالات مردم بهموقع و درست جواب ندهی، شبهات را برطرف نکنی، شایعات را رصد نکنی، به وظایفمان درست عمل نکنیم.
در کارهایمان دقیق نباشیم، قانونی عمل نکنیم، صدای انتقادها را نشنویم. انتقاد را وقتی نشنوی، به اعتراض تبدیل میشود. اعتراض که تبدیل شد، دیگر دشمن میآید. زخم ایجاد نشود. اگر زخم شد و بعد آن را رها میکنید، عفونی میشود؛ مگس و کرم میآید. نمیتوانی دستور بدهی بگویید نیایند. سال ۹۶ سر آن صندوقهای اعتباری و بانکهای خصوصی و اینها، کلاه یک عده از مردم را برداشته بودند، هیچکس هم بهموقع نیامد تا جواب بدهد؛ دشمن آمد سوار شد.
سال ۹۸ بهانه و قضیه بنزین بود، ولی یک اعتمادی یک جایی سلب شده بود. قضیه آن خانم که فوت کرد و اولی که اعلام کردند، فکر کردم همین اتفاق افتاده است؛ مثلاً یک آدم ناشی کسی را زده، قتل غیر عمد بوده؛ و بعد گزارش رسمی دادند که این نبوده است، ولی این گزارش را هم دیر دادند، هم بد دادند. سریع و دقیق و بهموقع عمل نشد. دشمن میآید سوار میشود. یک خطا را به صد تا خیانت و فساد تبدیل میکند. یک بهانهای پیدا میکنند، چهل تا دروغ روی آن سوار میشود. سه تا خطای ما یا فسادی توی یک دستگاهی توی یک مدیریتی یک جاهایی میبیند، بعد آن را چهارصد برابر میکند. یکمرتبه موج راه میاندازد. یک عده هم این وسط میگفتند که توی خواب آمدند توی خیابان. بچههایی که توی فضای مجازی و اینها بودند، بعضیشان فکر کردند این بازی است، بازی کامپیوتری است. یک عدهشان با دوستدخترهایشان، دوستپسرهایشان آمده بودند انقلاب کنند که هم فال است، هم تماشا! هم انقلاب میکنیم، هم تفریح میکنیم!
غفلت ما از فضای مجازی و رسانه، ضعف عقل رسانهای که در چه موردی، کی باید دقیقاً چه بگویی، چهجوری بگویی باعث شد. تو هنوز هیچی نگفتی، دشمن شش تا قصه ساخت و گفت و یک عده هم باور کردند. تو بعداً میآیی هرچی توضیح بدهی آقا قضیه این بوده نه این، همانهایی که شنیدند نصفشان حرف تو را باور نمیکنند؛ هرچی هم میخواهی سند نشان بده. برای این که او بلد است چهجوری باید دروغ گفت؛ شما و ما بلد نیستیم چهجوری باید راست گفت. امروز کلمات از اسلحه مهمتر هستند، چون یک عدهای را برمیانگیزند. دشمن منتظر نشسته. پسر رفته تو میگوید بانکِ ایران... ایران به دست ما افتاد؛ یعنی اصلاً مثل این که خودش را غیر ایرانی میداند. میگوید بانک ایران به دست ما افتاد. اگر بگوییم دو دقیقه توضیح بده قضیه چی بوده و چرا داری این کار را میکنی؛ اگر توانست! چهار تا شایعه باور کرده، یک خطا یا یک جایی هم یک مشکلی ما داریم، آن را دیده و ما به موقع توضیح ندادیم، به موقع آن شخص را عوض نکردیم، اگر خطایی بوده مجازات نکردیم.
امیدواریم کمکم بفهمیم همه نهادها بفهمند، هر سه قوه و همه که آقا رسانه مهم است. یک بخشی از آدمها هستند که هرچی آنها به او میگویند، اینها باور میکنند و تو درست بهموقع توضیح نمیدهی.
حالا ببینید، فرق اغتشاش و اعتراض را خودشان میدانند، در دانشکدههایشان تدریس میکنند، در دانشکدههای پلیس و غیر از آن. راجع به هرچی که سوال، ابهام، انتقاد یا حتی اعتراض دارند، باید بتوانند بگویند. قانون اساسی اجازه داده، اسلام اجازه داده. ما باید زمینه اش را فراهم کنیم. وقتی زمینه قانونی برای اعتراض قانونی را فراهم نکنی، عملاً برای اعتراض غیرقانونی و اغتشاش زمینهسازی کردهای؛ دشمن میآید سوار میشود. هر بخشی از جامعه به یک چیزی سوال دارد، اعتراض، ابهام دارد، مسئولان مربوطه باید سریع بروند و زود توضیح بدهند، جواب بدهند. اگر اشکالی وارد است بپذیرند، اگر نیست توضیح بدهند که آقا این مطالبه شما قانونی نیست، این هم قانون. انقلاب هستیم، یک حکومت معمولی نیستیم. جمهوری است و اسلامی باید باشد. نمیتواند به افکار عمومی بگوید مسئله مهمی نیست؛ حالا دیر توضیح دادیم، دادیم؛ به سوال جواب ندادیم، ندادیم؛ من خودم میدانم که درست عمل کردم، لازم نیست هی بیایم و توضیح بدهم. چرا! لازم است.
حضرت امیر(علیهالسلام) به مالک میگویند: «أَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ» شفاف باش. اگر یک جایی خطا کردی عذرخواهی کن. اگر یک جایی خطا نکردی و عذری داری، توضیح بده؛ بگو من این وظیفه من بود، من هم وعده تعهد کردم، این کار را داشتیم میکردیم، به این دلیل نشد؛ عذر من این است. حضرت امیر خودش دائم میآمد به مردم توضیح میداد که ما در اتاق شیشهای حکومت کردیم.
همین خوارج میآمدند سخنرانی امیرالمؤمنین(ع) را بهم میزدند،. توهین میکردند. حضرت امیر(ع) فرمود: تا اعتراض میکنید ولو توهین میکنید، شما را تحمل میکنیم، ما مشکلی نداریم؛ حقوق شهروندی و حق شما را از بیتالمال میدهیم، در مسجدهایمان هم بیایید شما را راه میدهیم، نمیگوییم شما مسلمان نیستید، حریم خصوصیتان هم محترم است. اما اگر دست به خشونت بزنید، به کشتن و سوزاندن شروع کنید و شمشیر بردارید، جواب شمشیر، شمشیر است.
میگوید که بعضی فرقها و تفاوتهای اعتراض و اغتشاش... اعتراض حق همه در یک جامعه و حکومت دینی است. حق سوال دارند، حق نقد دارند، حق اعتراض هم دارند. باید جواب بدهیم. آقا اعتراض داریم به فلان جا؛ مسئول آن بیاید باید جواب بدهی. بگو آقا دارید شما دروغ میگویید، یا بگویید راست میگویید ولی توضیح من این است، جواب من این است. اما اغتشاش حق هیچکس نیست. اغتشاش یعنی شروع ساختارشکنی و براندازی است، شروع ناامنی و هرجومرج است. اینجا باید محکم ایستاد.
حضرت امیر(علیهالسلام) به خوارج که سربازان خودش بودند، خیلیهایشان هم متدین و بعضیشان حافظ قرآن و پیشانیهای زخمشده از سجده بودند، وقتی که به سمت اسلحه دست بردند و به زدن و کشتن و اینها شروع کردند، حضرت امیر گفت که من با شما هم تعارف نمیکنم. آمد بین آنها سخنرانی کرد، به سوالهایشان جواب داد، رفع شبهه کرد. هشت هزار نفر از خوارج جبهه را ترک کردند، گفتند ما نمیدانستیم. چهار هزار نفر ماندند، گفتند ما فهمیدیم چه میگویی ولی با تو میجنگیم؛ و همه یا اکثر آنها کشته شدند. همین ابنملجم و اینها از مجروحین همان جنگ بودند. این ابنملجم قبلاً سرباز امیرالمؤمنین بود. شمر قبلاً از سردارهای امیرالمؤمنین بوده است. اینها بعداً، بعد از ده - بیست سال، اینها کمکم فاسد شدند.
شما در شهدای کربلا زهیر را دارید که وقتی سیدالشهدا نماز میخواند، آمد جلو ایستاد تا تیر بخورد. میدانید این زهیر قبلاً ضدانقلاب بوده است؟ در صفین شمر سردار و افسر امیرالمؤمنین بود، زهیر جزو نیروهای آن طرف بود. بیست سال بعد در کربلا جایشان عوض شد. شمر رفت سردار آن طرف شد، سر امام حسین را برید؛ زهیر از آن طرف آمد کنار سیدالشهدا و شهید شد. خب این اتفاقات توی سی چهل سال انقلاب هم افتاده است. مگر ما ندیدیم که کسانی از کجا آمدند، کیها کجا رفتند؟ بعد از این هم خواهد شد؛ رویش و ریزش این است.
خب اعتراض قانونی در چارچوب قانون حقی است و نشان میدهد جامعه بیدار است، حساس است، اهل امر به معروف و نهی از منکر است و این انتقاد باعث گشایش است. این انتقادها معطوف به حل مسئله است، مسئله حل میکند. اگر همه ساکت باشند، هیچکس هیچی نگوید، فساد و گند حکومت و جامعه را برمیدارد؛ ماها هم خراب میشویم. اگر سوال نباشد... پس این اصل سوال همان امر به معروف و نهی از منکر است؛ نه این که جایز و یک حق است، بلکه واجب است؛ مثل نماز، از نماز واجبتر است. همه باید دائم مسائل اجتماعی را رصد کنند و حق دارند از همه سوال کنند، آنها هم باید جواب بدهند. اینجوری امت اسلامی، حکومت دینی، جامعه دینی میشود. نه این که همه بیتفاوت باشند، بترسند حتی انتقاد کنند، بترسند سوال کنند یا بگوید به من چه! و هر کسی فقط به فکر منافع خودش و خانواده خودش باشد.
انتقاد درست و قانونی مسئله حل میکند، اما اغتشاش از جنس خیانت به ملت است؛ یعنی کنار دشمن قرار گرفتن است و نتیجه آن تخریب و هرجومرج و قتل و خشونت و ناامنی است. کنار دشمن قرار میگیرد. الان قرار گرفتند دیگه.
رئیسجمهور آمریکا، این مرتیکه دیوانه... بعضی وقتها برمیگردد، هیچکس نیست، روی هوا دست میدهد! آمریکا اینقدر سقوط کرده است؛ رئیسجمهورِ دیوانهی کامل، ترامپ، گرفتار زوال عقل است. آن روز رفته توی جلسه، میخواهد بگوید سلام به آقایان و خانمها، میگوید سلام بر آقایان و همجنسبازها. اینها اینجوری هستند. اینها رؤسای قدرتهای جهان شدند. ما با این روانیها طرف هستیم.
بعد از این شلوغیها گفت من چند هفته پیش که رفتم عربستان یا بحرین، گفت من آنجا رفتم بحثی بود مربوط به ایران، کار دیگری نداشتم. یعنی یک پروژه بود. بعد از این هم باز ممکن است بعداً تکرار بشود. و این پروژه بزرگ شکست خورد؛ یعنی سازمان سیا شکست خورد، پنتاگون شکست خورد، اینتلیجنت سرویس شکست خورد، موساد شکست خورد. ولی این شکست تا وقتی دائم است که ما به وظایفمان درست عمل کنیم و کنار مردم باشیم؛ مردم واقعی، نه این مردم فضای مجازی. اعتراض قانونی ذاتاً اجتماعی است، همگرایی است؛ اما اغتشاش واگرایی است. هدف جمعیتهای کوچک و پراکنده فقط شکستن پلیس است. اغتشاش این است.
اینها گروههای کوچک سازماندهیشده از قبل هستند؛ ۲۰ نفر، ۳۰ نفر، ۱۰ نفر، فوقش ۱۰۰ نفر جمع میشوند، یک جایی را آتش بزنند و... اهدف آن این است که بگوید که نظم اجتماعی را به هم بریزد، بگوید پلیس را شکست دادیم؛ بعد همه ملت بترسند. دقت میکنید؟ هدف آن این است. باید محکم جلوی اغتشاش ایستاد و پیروزی بزرگی بود. اما اعتراض قانونی و شرعی، نهی از منکر میخواهد یک مسئلهای را حل کند، جامعه جلو برود، اتحاد اجتماعی بیشتر میشود.
فرق دیگر آن این است: اعتراض پاسخمحور است. انتقاد و اعتراض یک اشکالی، سوالی، انتقادی میکند، منتظر پاسخ است، پاسخ میخواهد. پاسخ درست به او بدهی قانع میشود، میگوید خیلی خب فهمیدم.
درست هم نباشد، میگوید نه این پاسخ آقا درست نبود. بالاخره پاسخ سرش میشود، پاسخمحور است. یعنی معترض یا منتقد از یک سیستمی، یک تشکیلاتی سوال خاصی دارد، اعتراض خاصی دارد، میگوید جواب بده؛ او هم میتواند جواب بدهد و باید جواب بدهد. درست شد؟ اما اغتشاش اصلاً دنبال پاسخ نیست، اصلاً به پاسخ کار ندارد. سوال هم اگر میکند واقعاً منتظر جواب نیست. او میخواهد اوضاع را بهم بریزد. یعنی مطالبات تو میگوید چیست؟ هیچی؛ مخدوش، قاتی پاتی. هر کسی در هر رسانهای یک مطالبهای دارد! الان شما سر همین قضایای اخیر دیدید یک عده آمدند میگویند مطالبات ما تجزیه ایران است. یک عده آمدند دعوای شیعه و سنی را راه انداختند. یک عده آمدند گفتند کُرد، آن که میگوید بلوچ، آن یکی میگوید عرب، آن میگوید ترک و... . اینها که دهه 60 هم بود. ما سر این قضایا توی دهه 60 هزاران هزار شهید دادیم، غیر از جنگ با صدام. دوباره همان پروژه را میآورد.
مینویسند در کشورهایی که با ما نیستند چگونه انتقاد ساده را، یک مسئله شخصی اجتماعی محلی را چهجوری به یک اغتشاش در سطح کشور تبدیل کنیم. از آن طرف در کشورهای خودمان، کشورهای سرمایهداری، چگونه اغتشاش که نه، بلکه انقلاب واقعی را به یک مسئله الکی تبدیل کنیم.
نظرسنجی در آمریکا کردند درباره محبوبیت کنگره که اینها دیگر نمایندههای انتخابات دموکراتیک مردم هستند. محبوبیت نمایندگان کنگره بین مردم در آمریکا نوشته ۱۳ تا ۱۴ درصد است. بعد جالب است که محبوبیت اینها از کره شمالی... چون کره شمالی کشور کمونیستی است، اینها یکسره علیه اش تبلیغ میکنند. محبوبیت کنگره آمریکا و نمایندههایشان از محبوبیت کره شمالی بین مردم آمریکا کمتر است. توی سال ۸۸ که گفتند اینجا انتخابات شما این انتخابات نیست و فلان، ۸۰ و چند درصد مردم شرکت کرده بودند. همان سال در انگلستان انتخاباتی شد؛ فکر میکنید چند درصد شرکت کردند؟ ۳۰ درصد. در انگلستان که اینها میگویند ما پدر دموکراسی و مشروطیت و پارلمان هستیم، ۳۰ درصد مردم، ۲۹ درصد رأی دادند. یک نفر نگفت آقا این نظام مشروعیت ندارد، نظام آن سلطنتی است، قانون اساسی اصلاً ندارد، شاه و ملکه هیچ رأیی از مردم ندارند، اختیارات اصلی هم پشت پرده دست آنهاست. آنها را نمیگویند دموکراتیک نیست. بعد یک ملتی که مثلاً ۸۰ درصد، در کمترین حالت مثلاً ۵۰ درصد میآیند، اینها را میگویند که ها، اینها مشروعیت نیست.
آنجا سیاهپوستها، سرخپوستها از حقوق ابتداییشان محروم هستند. پلیس آمریکا در سال هزار، هزار و پانصد نفر را در خیابانها میکشد. بعد اینجا مثلاً یک موردی، مثلاً فرض کنیم که یک قتل غیرعمدی هم بوده که اصلاً آنچه که گفتند نبوده، ولی اینجوریاش میکنند.
یک) ما باید اشکالات خودمان را قبل از دشمن بفهمیم و انتقادپذیر باشیم و اصلاح کنیم. دو) ارتباط ما با کف جامعه باید کاملاً برقرار باشد. ملت اینهایی نبودند که در فضای مجازی و ماهوارهها نشان دادند؛ ملت اینهایی بودند که آمدند. سه) ساختار قانونی و درست برای انتقاد و اعتراض باید در چارچوب قانون ایجاد بشود و آموزش ببینیم که چهجوری انتقاد کنیم، آموزش ببینیم چطور انتقاد بشنویم. چهار) باید افکار عمومی را توجیه کرد. پلیس آمریکا را ببینیم، پلیس انگلیس را ببینیم، اینها ادعا میکنند که فلان. گلوله جنگی ندارند؟ آخه کجا؟ آن طرف با چاقو، با اسلحه گرم... چند هزار سلاح گرم را در همین چند هفته گرفتند که از سه تا مرز وارد میشد.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
هشتگهای موضوعی